|
برای 25 شهریور
جلال افشار
Alefba.net
میدان هفتم تیر امروز بیست و چند سال پیش به نام میدان بیست و پنج شهریور شناخته می شد . 25 شهریور روز آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی به روی ویرانه های پدرش !
●●●
1 - دوستی می گفت این پدر و پسر آبروی 2500 سال سلطنت ایرانیان بر باد دادند هرچند که ادعای آنها از پیشینیان بسیار بیشتر بود ولی عملا آنها شباهتی به شاهان و سلاطین پیش از خود نداشتند حتی می توان گفت شاهان مفلوک قجر ( به جز این آخری که سمبل بی خاصیتی بود ! ) از نظر شاهی و شاهنشاهی بیش از اینها اعتبار داشتند ! به ایشان گفتم چرا ؟ پاسخ جالبی داد ! گفت اگر از این شعار های کلیشه ای و نخ نما شده وابسته به خارج و بیگانه و اینگونه حرفها بگذریم بهترین دلیل من این است که پهلوی اول با کودتای دیگران آمد ( خلاف گذشتگان ) و با بدترین وجه ممکن رفت همین که او را بیرون کردند ( آنهم اجانب ) خودش کافیست این شاه قلدر حتی یک گلوله هم به مهاجمین شلیک نکرد آنهم با ارتشی که سالها با آن بدترین دیکتاتوری را آفرید ! ظاهرا زور ارتش رضا شاهی به ملت بیشتر از اجنبی می رسید ! دومی هم که با زور خارجی آمد و با کودتای آنها تحکیم شد بساط دموکراسی ایرانی را برای مدتها جمع کرد و البته با تلنگری به بهانه استراحت یا گردش یا درمان بیماری به همان اجانب پناه برد و سرانجامش بهتر از پدرش نبود ! آخرش هم با خفت تمام فرار کرد و حتی او را به سرزمین کودتا چیان نیز راه ندادند . گفتم خوب اینها چه ربطی دارد !! باز هم جواب جالبی داد ، " سلاطین گذشته حداقل چیزی که داشتند خودشان آمدند و به دست خودمان رفتند در ضمن فرار نکردند تا آخرین لحظه مقاومت کردند ، این دو شاه فراری بودند اگر از چند استثنا بگذریم تنها پدر و پسری بودند که فرار کردند و البته ذره ای مقاومت نکردند بازهم خلاف پیشینیان ! اگر آنها فراری هم کردند حداقل جنگی داشتند اما اینها ... کمی در تاریخ دقت کن "
2 – فردای روز 25 شهریور سرلشگر احمد نخجوان همان که چشم و چراغ رضا شاه بود همان که سردار ارتش او بود ! از زندان آزاد شد ! چرا ؟ این سردار معظم و دلاور وزیر جنگ رضا شاه بود و همیشه جان نثار و در رکاب اعلیحضرت بود کاری کردن که چنان خشم رضا شاه را در آورد که به دست خود رضا شاه کتک مفصلی خورد ! و پس از آن به زندان افتاد سردار یک شبه از وزارت جنگ برکنار شد خلع درجه شد و کمتر از یک سرباز وظیفه به زندان افتاد ! کار ایشان مرخص کردن سربازها و تعطیلی پادگانها درست در زمان ورود متفقین به خاک کشور بود ! تا ارتش رضا شاهی را عملا خلع سلاح کند و رضا شاه با درباریان تنها گذارد و ارتش مغرور رضا شاه را که سالها شدیدترین دیکتاتوری در ایران پیاده کرده بود یک شب نابود کند ! این کار از هرکسی بر نمی آید ! پس ایشان پس از رفتن مافوق آزاد شدند درجه شان به دستان پهلوی پسر به ایشان بازگردانده شد و پس از تجلیل با شکوه از او دوباره به وزارت جنگ بازگشت ! در ضمن یار غار ایشان سرتیپ علی ریاضی که شریک جرم ایشان بود و در زندان نیز وی را تنها نگذاشت با ایشان آزاد شد . ببینید وفاداری پسر را به پدر ، پسری که در همین روز در مجلس شورای ملی برای عمل به قانون اساسی پدر سوگند خورد در کمتر یک هفته تمام زحمات پدر را به باد داد ... تو خود بخوان این حدیث مفصل را ...
3 – رفتن پهلوی پدر و سپردن جایگاه ایشان به پهلوی پسر کار زیادی نبرد کسی نمی داند پسر از رفتن پدر خوشحال بود یا نه اما چیزی که آشکار بود انگلیسی ها ماموریت خود را به خوبی انجام دادند مهره مقبول دیروز و سرکش شده امروز را به خوبی به زیر انداختند و جایش مهره مقبول دیگری را آوردند این دومی هرگز سرکش نشد چون ذره ای از جرات پدر را نداشت شاید خوی خانوادگی پسر در مسافرت سوئیس عوض شده بود به هر حال هرچه بود پدر قزاق بی سوادی بود که روزی از آتاترک و روزی از هیتلر الگو می گرفت اما پسر ...
4 – اگر بیست و پنج شهریور در تقویم گذشته روزی به یاد ماندنی و گرامی بود و سالگرد آن را جشن می گرفتند و امروز به روزی منفور تبدیل شده اتفاق دیگری نیز داشت !
دوازده سال بعد از آن روز که محمدرضا پهلوی سوگند خورد به قانون عمل کند دکتر مصدق نماد آزادی و دموکراسی ایران بعد از خوابیدن سر و صدای آن کودتای ملعون به دستان نیروهای همین جناب سوگند خورده بازداشت شد اتهام ایشان چیزی نبود جز ضدیت با شاه در حالیکه او نخست وزیر قانونی بود پهلوی پسر نیز مانند پدر به کمک همان خارجی ها ( این بار آمریکایی ها نیز به آنها اضافه شدند ) سلطنت خود را تثبیت کرد و بعد از فریاد زد کوروش آرام بخواب که ما بیداریم !! یقین دارم تن کوروش آن روز در گور به لرزه افتاد ! کوروش با افتخار تمام شاه شد و با افتخار تمام از سلطنت افتاد . در هر حال در همین روز دروازه بان تمدن بزرگ ننگ دیگری را آفرید و دموکراسی ایرانی را در نطفه خفه کرد .
|