Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 700 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

مصاحبه ي با حشمت الله طبرزدي

حامد يوسفي
hamedyou@SiahSepid.com

پيش از دستور

در حال به روز كردن مطالب نشريه بوديم كه با ايميلي از آقاي طبرزدي روبرو شديم ، كه خواستار حذف مصاحبه و عدم چاپ آن شده بود در حالي كه صفحه بندي و آپديت نشريه كاملا تمام شده بود! خواستار دليل موجهي از ايشان شديم كه با جمله " من فكر ميكردم شما هفته نامه قديمي ديگري هستيد " روبرو شديم! قابل ذكر است كه تمام مراحل مصاحبه توسط پست الكترونيكي مخصوص شوراي سردبيري ( editors@siahsepid.com ) انجام شده بود و مطرح كردن اين مسئله كه "هفته نامه را اشتباهي گرفتم!" كاملا غير منظقي بود، خلاصه با زبان بي زباني پوزش طلبيديم و اعلام كرديم كه نشريه چاپ شده را كه نميشود تغيير داد كه با تهديد هايي عجيب و باور نكردني روبرو شديم!

" تكذيب ميكنم! " ، " شما دزدهاي انترنتي هستيد! " و " ميدانستم كه از نيروهاي اطلاعات هستيد!!" از جمله تهديدات عجيب ايشان بود.

خوشبختانه آرشيو و ايضا ايميلهاي رد و بدل شده بين ايميل شوراي سردبيري نشريه و ايميل شخصي ايشان ( tabarzadi@yahoo.com ) موجود است و در مواقع لزوم به دوستان عرضه خواهد شد، تعجب و حيرت ما از آنجاست كه ايشان خود ادعاي سابقه مطبوعاتي دارن و از ما ميخواهند مطلب خود را سانسور كنيم... الغرض ما آماده هر گونه تكذيبيه و يا اتهامات جديدي هستيم، از همان روز اول هم ميدانستيم كه متفاوت بودن سخت است و دشوار! هر چند كه قبلا با اتهامات مشابهي از آقايان ديگري نيز روبرو شده ايم اما كماكان در راه خود استوار هستيم .

***

حشمت الله طبرزدي، نامي معروف همراه با هزاران اما و اگر! شايعات و اخباري كه از او به دست ميرسد كاملا متناقض و متفاوت است، سابقه فعاليت هايش نيز همين را نشان ميدهد، فعاليت در انجمن اسلامي دانشگاه و بعدها جنگ و پيام دانشجو از او چهره اي متشدد ساخته بود... بعدها دستگيري و گذراندن زندان تقريبا دو ساله او را به يكي از صريحترين مخالفين نظام تبديل كرد... قرار بود مصاحبه اي با جناب آقاي طبرزدي ترتيب بدهيم و ايشان را زيارت كنيم، به دلايلي اين مصاحبه به مصاحبه اي مكاتبه اي تبديل شد كه شرحش را در زير خواهيد خواند... قابل ذكر است كه هيچ تغييري در متن مصاحبه ايجاد نشده و حتي ترتيب سوالات هم به همين شكل ميباشد

شروع ميكنيم... يك (!) دو (!) سه...

اولا بايد عرض بشه كه مصاحبه مكاتبه اي اصولا بايد به چند قسمت تقسيم بشه ، چون هر جواب ممكنه سوالهاي ديگه اي رو بوجود بياره! در ثاني شايعاتي كه در مورد شما شنيده ميشه ( به خصوص بر روي نت ) خيلي زياد و متناقضه، بعضي از سوالهاي ما هم از همين حرفها نشات گرفته... بنابراين در صورت عدم صحت اميدواريم باعث رنجش خاطر شما نشه... چون كاملا بي رودربايستي بعضي از چيزهايي كه درباره شما شنيديم با خودتون در ميان گذاشتيم تا از صحت اونها مطمئن بشيم...

سياه سپيد: راستش از وقتي قرار شد تو سياه و سپيد بخش مصاحبه راه بندازيم يكي از اولين اشخاص مورد نظر ما جناب عالي بودين، اون روز به يكي از بچه هاي بخش هنري گفتم هفته آينده با آقاي طبرزدي مصاحبه ميكنيم، گفت نميشناسمشون، خيلي براي من تعجب آور بود، ولي مسلما خواننده هايي از اين قبيل هستن، پس از شما ميخوام خودتون رو بيشتر معرفي كنيد تا قبل از مصاحبه يه اطلاعاتي از شما داسته باشيم.

طبرزدي: با سپاس! من در سال 1338 در يكي از روستاهاي گلپايگان متولد شدم. دوران ابتدايي را در آنجا و دوران دبيرستان را در شهر آبادان طي كردم ، سال 1356 در رشته مهندسي عمران پذيرفته شدم . از بدو ورود وارد مسائل مبارزاتي شدم و در آن دوران تحت تاثير آثار دكتر علي شريعتي جذب اسلام انقلابي شدم! به دليل شركت در جنبش دانشجويي قبل از انقلاب براي مدتي از دانشگاه اخراج شدم. پس از پيروزي انقلاب به دليل فعاليت در انجمن اسلامي وارد دفتر تحكيم وحدت شدم و يك دوره عضو شوراي مركزي اين دفتر بودم. در سال 1362 از دفتر بيرون آمدم و تشكيلات مستقلي به نام "اتحاديه انجمنهاي اسلامي و دانش آموختگان " را راه اندازي كردم. من تا سال 1373 در همين تشكل فعال بودم ، در اين دوران چند بار هم در جبهه حضور يافتم و از جمهوري اسلامي دفاع ميكردم. بهتر است بگويم من يك فرد آرمانگرا بودم و فكر ميكردم از طريق جمهوري اسلامي ميتوان به آرمان شهر خود دست بيابم! به مرور دريافتم كه هم در آرمانهاي خود دچار اشتباه شده ام و بايد به واقع گرايي پيوست و هم در حمايت از جمهوري اسلامي اشتباه كرديم! اين جمع بندي ما را به موضع مخالفت با رژيم كشانيد كه از سال 73 و از طريق پيام دانشجو اين موضع به مرور و البته به شدت بيان گرديد!

سياه سپيد: برگرديم به گذشته، قبل از زنداني شدن شما... نشريه پيام دانشجو، تا اونجا كه به خاطر ميارم شما از اعضاي هيت مديره اونجا بودين، به ياد ميارين كه فرياد " امام خامنه اي " رو شما قبل از بسيجي ها و حتي طلبه هاي حوزه شروع كردين؟! چي شد؟ چه عاملي باعث شد كه 180 درجه تغيير موضع بدين؟ در حالي كه در پيام دانشجو از حاميان جمهوري اسلامي و شخص رهبري بودين به يكي از مخالفان حكومت تبديل بشين؟

طبرزدي: همان طور كه در سوال قبل توضيح دادم اين مسئله به دوران آرمان گرايي من مربوط ميشود كه از سال 73 به مرور تغيير موضع ما از طريق هفته نامه پيام دانشجو اعلام شد و به همين دليل هم من و دوستانم هزينه سنگيني پرداخت كرديم چون با ولايت فقيه مخالفت كرديم! فراموش نشود كه در اين 10 سال گذشته در بين نيروهاي انقلابي تحولات مهمي ايجاد شده كه آنهايي كه در درون مرز اين تحولات را پيگيري ميكنند به خوبي اين تغيير مواضع را درك ميكنند.

سياه سپيد: خيلي ها ادعا ميكنند كه شما اسراري از حكومت در دست دارين كه در صورت افشا خيلي براي آقايون بده! اين اسرار چيه؟! اصلا آيا اين ادعا درسته؟! اگه صحت داره اين اسرار چقدر ارزش داره كه حتي شما در زندان حاضر به افشاي اون نشدين؟

طبرزدي : در هر صورت مسائلي وجود دارد كه در آينده گفته خواهد شد!

سياه سپيد : در زندان به شما چه گذشت؟! خيلي ها خبر از شكنجه سفت و سخت شما رو ميدادن، شكنجه اي كه حتي روزها به طول مي انجاميد و ... خوشحال ميشيم از زبان خودتان بشنويم كه وضعيت زندان چگونه بود؟

طبرزدي : من از سال 73 تا كنون بارها و بارها دادگاهي شدم و يا مورد حمله گروه فشار قرار گرفتم ! بارها به منزل من و دفاترمان و يا منزل دوستانمان از سوي وزارت اطلاعات و سپاه حمله مسلحانه شد و من به مدت 25 ماه زنداني كشيدم. 23 ماه از دوران را در زندان امنيتي و سلول انفرادي و زير بازجويي گذراندم! شرح اين شكنجه هاي روحي نيز از حوصله اين مصاحبه خارج است...

سياه سپيد: بعضي از سايتهاي انترنتي خبر دادن كه سايت www.spiran.com توسط شما اداره ميشه... آيا اين خبر و تاييد ميكنين؟! البته قابل ذكره كه اين سايت و يا همون حزب سوسيال دموكرات ايران يكي از مدافعان اصلي جناب عالي بود، ولي در عين حال از رضا پهلوي هم به شكل عجيبي حمايت ميكنه!؟ چه نتيجه اي ميشه از اين روابط گرفت؟

طبرزدي: من تاكنون اين سايت را نديدم و خبري هم ندارم.

سياه سپيد : خاتمي! اسم زيبا ولي كم اعتماد امروزي... هنوز از خاتمي دفاع ميكنيد؟! اصلا شما از خاتمي دفاع كردين؟! 25 ماه زندان خيلي از معادله ها رو بهم زده ؟

طبرزدي : من هيچ وقت از خاتمي حمايت نكرده و نميكنم!

{ ... قسمت اول مصاحبه در اينجا تمام شد و سوال هاي زير به عنوان ادامه سوالها به ايشان ارسال شد....}

۱. در خرداد 76 شما از چه كسي حمايت ميكردين؟! ناطق نوري؟

۲. شما در چند جاي مصاحبه تون بيان كردين كه از همون سالهاي ‹‹پيام دانشجو›› شروع كردين به مخالفت با جمهوري اسلامي!! اين چه نوع مخالفتي بود؟! ايا سر دادن شعار امام خامنه اي و رهبر معظم و فرزانه انقلاب و حمايت بي چون و چرا از آيت الله خامنه اي كه همانزمان نيز باعث شيوع شعار " هم رهبري هم مرجعي خامنه اي " شد مخالفت به حساب مياد؟!

۳. بي رودرباسي بگويم، خيلي از جناحهاي سياسي به شما انگ " مهره " بودن ميزنند! غرب نشينها شما را از حاميان آيت الله خامنه اي ميدانن و تمام زندان هاي گذشته تان را فيلمي ميدانن براي نفوذ به جبهه مخالف، اين طرفي ها هم شما را عامل نفوذي رضا پهلوي ميدانن كه به شكر خدا (!!) دستگير شده و به سزاي اعمالش رسيده... نظر شما چيست؟

۴. در سوال اول شما سالهاي 73 به بعد را دوران جديد خود ناميديد و به قولي از حالت آرمانگرايي خارج شديد، اين درست كه بسياري از فعالان سياسي در آن دوره تغيير موضع دادند... ولي حالتي همچون شما كه تحولي كاملا اساسي رخ دهد بسيار نادر و كم ديده شده.... به نظر شما دليل اين امر چي ميتونه باشه؟

{... به همين سوالات بسنده كرديم و منظر جواب به منظور ادامه مصاحبه بوديم كه ...}

طبرزدي: نميدانم شما كه هستيد؟! فقط با خواندن اين سوالات در ميابم كه خيلي انتقام جويانه پرسش ميكنيد و دورن خود را بيمارگونه به جناح يا مردم نسبت ميدهيد! هيچ پرسش عميق يا مبنايي از شما نيافتم و نحوه پرسش هاي شما مرا به ياد بازجوهاي وزارت اطلاعات مي اندازد! اين تجربه براي اولين بار پس از چندين سال كار مطبوعاتي و سياسي من را وادار ميكند كه بعد از اين در پذيرش مصاحبه از پرسش كننده يك آشنايي قبلي به دست آورم، شما محاكمه و بازجويي را با كار مطبوعاتي اشتباه گرفته ايد و وقت من و خوانندگان خود را با چند اتهام نخ نما شده ميگيريد، شما اجازه دارين آن شش پاسخ را چاپ كنيد و اگر دوست داشتيد ميتوانيد اين پاسخ را هم در پاسخ به چهار مثلا سوال بعدي درج نماييد! به اميد درك عميقتر براي كساني كه در صدد كار مطبوعات هستند...

پس نوشت

اشتباه كردم! فكر ميكردم ذكر جمله " شايعاتي كه در مورد شما شنيده ميشه ( به خصوص بر روي نت ) خيلي زياد و متناقضه، بعضي از سوالهاي ما هم از همين حرفها نشات گرفته... بنابراين در صورت عدم صحت اميدواريم باعث رنجش خاطر شما نشه... " باعث خواهد شد بسياري از مطالبي كه از ديد مطبوعات پنهان مانده باز شده و هيچ توهمي بر جا نخواهد گذاشت... اشتباه كردم! من اشتباه كردم كه فكر ميكردم آقاي طبرزدي به منظور بيان شدن ناگفته ها مصاحبه ميكند ، ليكن حال دريافتم كه ديليل جز شهرت در اين مصاحبه ها نميبيند! من اشتباه كردم كه فكر ميكردم آقاي طبرزدي به آزادي بيان عقيده دارد، كه فكر ميكردم طرح ساده و بي رياي عقايد و شنيده هايم در مورد ايشان نه تنها باعث رنجش خاطرش نخواهد شد، بلكه با پاسخگويي به آنها هر گونه شك و ترديدي را برطرف ميكند... من اعتراف ميكنم كه اشتباه كردم، اشتباه كردم كه فكر ميكردم ممكن است (!) آقاي طبرزدي براي آزادي اين ملت به زندان رفته ، ليكن گويا قضيه چيز ديگري ست! من اعتراف ميكنم كه اشتباه كردم و بايد به جاي طرح مسائل مطروحه به خانواده و پاركها و نوع ماشين ايشان ميپرداختم تا آقاي طبرزدي خوششان بيايد و سوالاتم را جالب و بر مبناي خبرنگاري (!) ارزيابي كند... آري من اعتراف ميكنم كه از مطبوعات و نشريات هيچ نميفهمم! پيام دانشجو و فرياد هاي " امام خامنه اي " ست كه اسوه اخلاق و افكار مطبوعاتي ست! اعتراف ميكنم كه استعداد صد و هشتاد درجه تغيير را ندارم و گرنه هم اكنون در صف اقاي طبرزدي به دفاع از حقوق هموطنانم ميپرداختم !!! من اعتراف ميكنم كه اعتراف كردن زياد هم سخت نيست. البته براي من! براي شخصي چون ايشان اعتراف به اشتباه ممكن است همانند نوشيدن جام زهر باشد در هر حال جناب آقاي طبرزدي سابقه چنين تغييراتي را داشته اند و بايد پيش بيني مي كرديم كه چنين تغييري را ببينيم . به اميد درك عميقتر براي تمامي ايرانيان...


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.